همشهری آنلاین- لیلا شریف: حسین فخری از آن نامهایی است که نوای صدایش فراتر از یک مداحیِ ساده است؛ چرا که در بزنگاههای مختلف، طنین صدای او به اشک و بغضهایی بدل شد که یادآورِ کسانی است که دیگر در میان ما نیستند. همین وقتشناسی و ارادتِ خالصِ فخری به ائمه و شهدای ایران بود که باعث شد روزی صدایش بر مزار محمد جهانآرا — با حسرتِ همرزمی که دیگر نبود — به نوحهی ماندگارِ «ممد نبودی ببینی» تبدیل شود؛ و حالا ۴۵ سال بعد، همان صدا، داغ کودکانی را روایت میکند که در میناب از نفس افتادند.
انگار تاریخ با صدای فخری تکرار میشود و روایت مظلومیت آنهایی که رفتند، باری میشود بر دوش این مداح جنوبی که هر بار برای داغ هموطنانش میخواند؛ چه در سالهای جنگ هشتساله و چه در سوگ جنگ چهلروزه.
مداحی برای قبرهای کوچک
انتشار ویدئویی از نوحهخوانی حسین فخری بر مزار دانشآموزان شهید میناب، نخستینبار در کانالی منتسب به این مداح معروف کلید خورد و به سرعت، صدای فخری در فضای مجازی طنینانداز شد تا ثابت کند هنوز هم نوایِ از دل برآمده او، مخاطب خاصِ خود را دارد.
حلقهی مردم در اطراف او و بر سینه کوبیدن با ریتم کلماتی که از حنجرهی مداح جنوبی خارج میشود، به یک سمفونیِ ماندگار بدل شد؛ هر بار سکوت میان کلمات حسین فخری، مجالی شد برای اشکهایی که از اولین روزهای جنگ تا به امروز، هزارانبار به یاد کودکان میناب سرازیر شده است. فخری با حضورش در میناب، به یادمان آورد که مرثیه باید در کنار خاک قهرمانان وطن صیقل بخورد.
۴۵ سال پیش؛ مزار محمد جهان آرا
این اولینبار نبود که غم شهادت یک عزیز، حسین فخری را پای مزار میکشاند تا صدایش در میان قبور بپیچد و دستها آرام بر سینه بکوبد تا حسرتها بر جان بنشینند.
سال ۱۳۶۰، آغاز همان سنتی بود که حسین فخری با خواندن شعری از «جواد عزیزی» (همرزمِ شهید محمد جهانآرا) با ریتم«لیلا بگفتا» بخشو، از همرزمی گفت که دیگر نبود تا شیرینیِ آزادیِ خرمشهر را تجربه کند: «ممد نبودی ببینی شهر آزاد گشته / خون یارانت پرثمر گشته». این سنت، حالا از میان سالها و تاریخ گذشت تا برای کودکان میناب تکرار شود. او میان خرمشهرِ سال ۶۰ و میناب امروز، خطی به رنگ سرخ کشید و نشان داد که این داغ، پایانی ندارد.
نظر شما